دهم اسفند 1385 ساعت 18:31
هیچ بلا و مشکلی نزد من خیمه نخواهد زد
زیرا خداوند حافظ و نگهبان من است
دهم اسفند 1385 ساعت 16:11
یک حفاظ (دیوار) در میان بگذار , دوستيت را نگه دار
A hedge between keep friendship green
سيلي نقد به از حلواي نسيه است
َA little thing in hand is worth more then a great thing in prospect
مشتاق باش نه حسود
Bezealous not jealous
نابرده رنج , گنج ميسر نمي شود
No pain , No gain
حرف زدن نقره و سكوت طلا است
Speech is silver , silence is golden
دو دل بازنده است
He who hesitates is lost
دنيا صحنه تئاتر است
All the world's a stage
گر صبر كني , ز غوره حلوا سازي
All good things come to those who wait
خدا گر ز حكمت ببندد دري , ز رحمت گشايد در ديگري
When one door closes , another one opens

